https://telegram.me/rvazheha

https://telegram.me/rvazheha

هر وقت در دل هیاهوهای این شهر پرشتاب ، یک پیرمرد یا پیرزن فرتوت را میبینم که به آرامی راه خود را از کنار دیواری گرفته و پیش می رود از خودم میپرسم : این پدر یا این مادر پیر ، چه ارزوهایی داشته که نتوانسته آنهارا عملی کند و لذتش را بچشد ؟
می پرسم : در وجود این پیرمرد یا پیرزن ، حجم حسرت ها بیشتر است یا لذت ها ؟ می پرسم : این چین و چروکها و این شکستگی قامت از گذر عمر است یا اثر " آرزوهای به حسرت تبدیل شده " است ؟

فکر می کنم که اگر همین الآن ، غول چراغ جادو ظاهر شود و آرزوهای قدیمی این پیرمرد(زن) را برآورده کند آیا او خوشحال میشود ؟ بعد به این نتیجه میرسم که نه ، خیلی از آرزوها عمر دارند ، تاریخ مصرف دارند ،اگر در یک دوره ای از زندگی برآورده نشوند ، از آن به بعد فقط به یک حسرت تبدیل میشوند ، حتی اگر هر روز صبح برآورده شوند .

به پسربچه ی 9 ساله ای فکر میکنم که عاشق دوچرخه است اما پدر و مادرش یا از روی نگرانی یا از روی نداری ، برایش دوچرخه نمی خرند ، به دختر 18 ساله ای فکر می کنم که رویای ستاره سینما شدن دارد اما خانواده اش بنا به هر دلیلی او را تشویق یا مجبور می کنند مهندس یا پزشک شود . به جوان 24 ساله ای فکر میکنم که همه ی فکر و ذکرش کار و تحصیل در اروپا و آمریکاست اما سرمایه سفر و مهاجرت ندارد ... این آرزوها کی برآورده شوند ، همچنان شیرین و هیجان انگیز باقی خواهند ماند ؟ دوچرخه ای که در 20 سالگی خریده می شود چه لذتی دارد ؟ هنرپیشگی در 40 سالگی چه شور و اشتیاقی برمی انگیزاند؟ سفر به اروپا یا آمریکا در 60 سالگی چه هیجانی دارد ؟



ارزوها مثل کباب هستند یا شاید هم چای . باید تا داغ و تازه هستند ، در زمان طلاییشان آنها را در یابیم . اگر سر خودمان را به کار ، به حرف ، به سریال ، به کتاب ، به هر چیزی گرم کنیم ، از دهان می افتند و ... تمام .
دیدگاه ها (۱)

پارت اول _ دنیای عجیب

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

آدم‌هایی بودیم که با نقشه‌های بزرگ در سر و چشم‌های روشن از ف...

#دلنوشت #استوری #تکست#گرانی #اضطراب#حسرت #استرس#متن #حرف #حر...

سلام به روی ماه تونگذرم از خیال تو......::::::::ملکه خوب ها

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

محسن رضایی فرای جناح های سیاسی

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط