{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه تا دهنشو وا می کرد آب

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه تا دهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه...
دست کردم تو آکواریوم درش آوردم، شروع کرد از خوشالی بالا پایین پریدن دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو، اینقده بالا پایین پرید خسته شد خوابید!
دیدم بهترین وقته تا خوابه دوباره بندازمش تو آب، ولی الان چند ساعته بیدار نشده!
یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب!!!
دیدگاه ها (۱۱)

تازه فهمیدم چرا دیوار چین جزو عجایب هفتگانه محسوب میشه...اخه...

زن: سردمه!مرد: پاشو یه چیزی بپوشزن: نه خیلی سردهمرد: یه پتو ...

استادهای دانشگاه رو بردن تو هواپیما واز بلندگو اعلام کردن که...

دختر زيباي ديدم که تن فروش بود!!خيلي ها بي تابانه توي صف انت...

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

پارت ۱۹۷

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

پارت:۳ویو صبح:ات ویو:با سنگینی روی شکمم بلند شدمبرگشتم پشت ک...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁹+ جونگکوک‌ نمیتونم بیارمش.جونگکوک‌ و یونا ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗چند هفته گذشته بودرفتار جیمین کم‌کم تغیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط