{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄
پارت 21
جنا: هاااا تهیونگااا ۲ روز دیگه تولدمه
ته: واقعا مبارک عزیزم
جنا : همین‌
ته: نکنه منتظر کار دیگه ای هستی (نگاه های شیطانی)
جنا : چی میگی (خجالت)
ته یونگ در حالی که داشت توت فرنگی میخورد گفت : بیبییی خجالت میکشی
جنا: نه
لیا : داییییی زن دایییییی گشنمه بیایددددددد
جنا و تهیونگ: اومدیممم
داشتیم صبحونه می‌خوردیم و باهم می‌گفتیم و می‌خندیدیم
ته:جنا امروز جم کن بریم خونمون
جنا : خونمون؟
ته : آره
لیا : چییی الان داری میگی که جنا داره میاد خونمون و هرشب پیش من می‌خوابه (ذوق و هیجان)
ته : اووووو نه بابا خانم کوچولو جنا پیش من می‌خوابه
لیا : نه(اخم کیوت)
جنا : پس کنید من پیش لیا میخوابم
ته:عه پس که اینطور .
جنا : بلهه
ویو لیا ✨
خیلی خوشحال شده بودم که جنا میخواد بیاد خونمون و باهامون تا آخر عمر زندگی کنه دیگ‌ نمی‌تونستم تحمل کنم و سریع رفتم لب جنا رو بوسیدم
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔با کلا...

#پارت چهارم رز: - فاطی عصر بیا خونمون فاطی : باشه فعلاخستم ق...

وقتی رفتن طبقه پایین جونگ کوک چشمش به میز روبه روش افتاد تهی...

پارت ۳۰ویو اتمونده بودم ته در جوابش چی میگه ولی خب معلوم بود...

کوتوله دوست داشتنی من پارت 9

سلامممم خوشگلای منننپارت ( ۶ ) وقتی همو دوست داشتین ولی خانو...

which onepart 9ک. کجاحول کردم و استرس گرفتم نمیدونستم باید ج...

p15

پارت۸

p12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط