{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به حیف نون ميگن : يه داستان برات تعريف ميكنيم ببين كجاش

به حیف نون ميگن : يه داستان برات تعريف ميكنيم ببين كجاش دروغه،
ميگه : باشه،
داستان: ( يه روزجمعه مردي از كنار خيابان رد ميشد ناگهان تصادف ميكنه و سرش قطع ميشه مردم ميرن از داروخونه چسب ميگيرن و سر مردُ به تنش ميچسبونن ويارو پاميشه به راهش ادامه ميده )
حالا كجاي اين داستان دروغ بود،
لره در جواب ميگه: خوب معلومه جمعه كه داروخونه باز نیست
دیدگاه ها (۳)

ﻣﺎﺑﻠﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ‏( ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ‏) ﺭﺍﺑﻪ ﻫﻢ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻣﯿﮕﻮﺋﯿﻢ ﺍﻣﺎﺍﺯﮐ...

خخخ

ﺧﺎﻧﻤﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﻮﻧﻮﮔﺮﺍﻓﯽﺩﮐﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺕ ﺳﻪ ﻗﻠﻮﻥ ...ﻣﻮﻗﻊ ...

به لره میگن : یه داستان برات تعریف میکنیم ببین کجاش دروغه،می...

به لره ميگن : يه داستان برات تعريف ميكنيم ببين كجاش دروغه،م...

به لره ميگن : يه داستان برات تعريف ميكنيم ببين كجاش دروغه،مي...

خخخخخخ چ نازه خخخخخ!!به لره میگن : یه داستان برات تعریف میکن...

😂 به غضنفر میگن : یه داستان برات تعریف میکنیم ببین کجاش درو...

به جففففر ميگن : يه داستان برات تعريف ميكنيم ببين كجاش دروغه...

حیف نون زنگ میزنه به دوستش ، دوستش میگه چه قدر لهجت بده! حیف...

به رسمیت شناختن اسرائیل و کنار گذاشتن اسلام_________________...

.سه نفر تو بیابون گم شده بودند که جفر نقشه رو درآورد....و بع...

خواندن این داستان واقعی خالی از لطف نیست.... مردی پولدار بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط