{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به لره میگن : یه داستان برات تعریف میکنیم ببین کجاش دروغه

به لره میگن : یه داستان برات تعریف میکنیم ببین کجاش دروغه،
میگه : باشه،
داستان: ( یه روزجمعه مردی از کنار خیابان رد میشد ناگهان تصادف میکنه و سرش قطع میشه مردم میرن از داروخونه چسب میگیرن و سر مردُ به تنش میچسبونن ویارو پامیشه به راهش ادامه میده )
حالا کجای این داستان دروغ بود،
لره در جواب میگه: خوب معلومه جمعه که داروخونه باز نیست
دیدگاه ها (۱)

بابابزرگ به نوه اش میگه سه روزه نرفتی مدرسه بیا برو قایم شو ...

ﺷﺨﺼﯽ ﻧﺰﺩ مدیر گروه ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :یا مدیر ، ﻣﻦ بیمارم......مدیر ...

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ :ننتو ﺧﻮﺍﻫﺮﺗﻮ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮ ﻋﻤﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺘﻮ ...

دختره اینقد چاقه که وقتی پالتو زرد می پوشه با تاکسی اشتباه م...

سایه‌های مافیاپارت : ۲۲ صدای شلیک هنوز در خیابان می‌پیچید.هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط