{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنده یاد فریدون مشیری

زنده یاد فریدون مشیری

در کجای این فضای تنگ بی آواز
من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟
شهر را گویی نفس در سینه پنهان است
شاخسار لحظه ها را برگی از برگی نمی جنبد
آسمان در چار دیوار ملال خویش زندانی است
روی  این مرداب یک جنبنده پیدا نیست
آفتاب از اینهمه دلمردگی ها رویگردان است
بال پرواز زمان بسته است
هر صدائی را زبان بسته است
زندگی سر در گریبان است

ای قناریهای شیرین کار
آسمان شعرتان از نغمه ها سرشار 
ای خروشان موجهای مست
آفتاب قصه هاتان گرم
چشمه ی آوازتان تا جاودان جوشان
شعر من می میرد و هنگام مرگش نیست
زیستن را در چنین آلودگیها زاد و برگش نیست

ای تپشهای دل بی تاب من
ای سرود بیگناهیها
ای تمناهای سرکش
ای غریو تشنگی ها
در کجای این ملال آباد
من سرودم را کنم فریاد؟
در کجای این فضای تنگ بی آواز
من کبوترهای شعرم را دهم پرواز
دیدگاه ها (۱)

زنده یاد فریدون مشیریکاش می دیدم چیستانچه از عمق تو تا عمق و...

زنده یاد فریدون مشیریزمان در کنارم عبث می زند موج !نه درمن غ...

زنده یاد فریدون مشیریبر تن خورشید می‌پیچد به نازچادر نیلوفری...

هنگام که گریه می دهد سازاین دود سرشت ابربرپشتهنگام که نیل چش...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت دوم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

در کجای این فضای تنگ بی آوازمن کبوترهای شعرم را دهم پروازشه...

در کجای این ملال آبادمن سرودم را کنم فریاددر کجای این فضای ت...

در کجای این فضای تنگ بی آوازمن کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟شه...

در کجای این فضای تنگ بی آواز من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟

ای تپش های دل بی تاب من ای سرود بی گناهی ها ای تمنا های سرکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط