{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کجای این فضای تنگ بی آواز

در کجای این فضای تنگ بی آواز
من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟
شهر را گویی نفس در سینه پنهان است
آفتاب از این همه دل‌مردگی ها روی‌گردان است
زندگی سر در گریبان است
بال پرواز زمان بسته است
هرصدایی را زبان بسته است
در کجای این ملال آباد
من سرودم را کنم فریاد؟
شعر من میمیرد و هنگام مرگش نیست
زیستن را در چنین آلودگی‌ها زاد و برگش نیست
ای تپش های دل بی‌تاب من!
ای سرود بی‌گناهی‌ها!
ای تمناهای سرکش!
ای غریو تشنگی‌ها!
در کجای این ملال آباد
من سرودم را کنم فریاد؟
دیدگاه ها (۱۰)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش اول_شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را ...

( last minute )

دکتر ماسکشو زد پایین دکتر : خب آقا تبریک میگم اون دختر زنده ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

ای تپش های دل بی تاب من ای سرود بی گناهی ها ای تمنا های سرکش...

زنده یاد فریدون مشیریدر کجای این فضای تنگ بی آواز من کبوترها...

در کجای این ملال آبادمن سرودم را کنم فریاددر کجای این فضای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط