شعری که جوشید ازدلم ،اینبار باشد مال تو.

شعری که جوشید ازدلم ،اینبار باشد مال تو.

احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو.

از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم .

پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو.

باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ،

قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو.

چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن .

حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو.

جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد.

قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو.
دیدگاه ها (۰)

امشب نفس از اين تن تبدار مى رودروح از وجود خسته ى بيمارمى رو...

من در این دنیا خدا حیران شدم یا ناتوان        من در این وادی...

کاش می دانستی بعد از آن دعوت زیبا، به ملاقات خودت من چه حالی...

اکرم محمدی شاعر تهرانی

مطالعه کنید،👇👇👇

بهروز پیری شاعر کوهدشتی

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

#داستان_عشق_شهریارداستان زیر، داستان عشق شهریار که عشقی جان‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط