{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو هم شبیه منی ناگزیری و ناچار

تو هم شبیه منی ناگزیری و ناچار
که درد می کشی از روزهای بالاجبار

تو هم پرنده ی باغی شدی که باغ نبود
تو هم دچار جهانی شدی پر از دیوار

من و تو ماهی آن برکه ی گل آلودیم
که دلخوش اند به آن مرغ های ماهی خوار

تو و تمام جهانی که می کشی بر دوش
من و خلاصه بگویم که نیستم انگار

من و تو، این دو جدا مانده ی یکی با هم
من و تو فاجعه ی قرن تازه ایم ای یار

تو را به نام صدا می زنم، زنی در باد
تو هم به نام صدا کن مرا، بگو آوار

نباید این غزل اینگونه شرح غم می شد
اگر چه حرف زیاد است و دردها بسیار

قدم زدی تو در این بیت ها و جان دادی
به واژه های کر و لال شاعری بیمار

قدم زدی و مرا عاشق خودت کردی
و در تمامی این بیت ها شدی تکرار

بخند، تا غزلی عاشقانه بنویسم
بخند تا بنویسم که بسته ای انگار،

مرا به جادوی چشمان شرجی ات زیبا
بخند، تا بنویسم چه کرده ای اینبار

#عادل_سالم
#تکست_خاص #عکس_پروفایل #پروفایل #تکست_ناب
دیدگاه ها (۱)

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

ماهِ لبِ دریا..✨ ...

کپشن ✍️اصفهان را همه با پل‌های تاریخی‌اش، با شکوهِ معماری‌اش...

عاشقانه های شبنم

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

فراتر از خویش

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

࣪˖ ִֶָ🍊تو ستاره هارو تماشا میکردی، با نور ستاره ها مسخ می‌شد...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط