قطره اشک یک پری (قسمت سوم)

قطره اشک یک پری (قسمت سوم)
کانگ دو یانگ نا گهان جا خورد و گفت من انسانم! سه اورا که از حرفی که زده بود پشیمون بود خشکش زده بود و با خودش گفت بین پری ها من فقط بلدم حافظه را از کسی بگیرم یا به کسی برگردانم بهتر است حالا که اورا متعجب و ناراحت کردم حافظه او را برگردانم سه اورا از قدرتش استفاده کرد و حافظه کانگ دو یانگ را بر گرداند کانگ دو یانگ همه چیز یادش آمد و دوباره مثل بار اول با تعجب به سه اورا خیره شد و همینطور از زیبایی او در عجب بود و با خود میگفت چگونه زودتر به زیبایی او پی نبرده بودم سه روز بعد کانگ دو یانگ علاقه خودرا به سه اورا گفت و سه اورا هم برای نجات دنیای پری ها قبول کرد... آخرین روز یکماه بود سه اورا و کانگ دو یانگ با هم ازدواج کردند روز بعد کانگ دو یانگ دوباره به انسان تبدیل شد یکسال گذشت و سه اورا باردار شد و تمام مدت بار داری اش کانگ دو یانگ کنارش بود و قصد رفتن به دنیا را نداشت نه ماه گذشت و روز به دنیا آمدن فرزندشان رسید سه اورا خیلی حالش بد بود و موقع بدنیا آوردن کودکش تا پای مرگ رفت و برگشت دوروز گذشت و فرزندشان به دنیا آمد دختری زیبا به نام کانگ بورا(کیم سو هیان در کودکی) فرزندی زیبا چون ماه با نیروهای فوق الاده همه از دنیا آمدن بورا خوشحال بودن همه و.....


امیدوارم که از این قسمت خوشتان بیاید^_^

لطفا قسمت بعد را در پیج fateme1000 ببینید با تشکر
دیدگاه ها (۳)

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

🖤 مافیای منقسمت دوم | دفتر مدیرعاملصبح روز بعد، ات از وقتی و...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

جادویی به نام عشق

چند پارتی بازی ممنوع

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

ابلیس

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

قطره اشک یک پری (قسمت دوم) وقتی کانگ دویانگ میخواست به دنیای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط