تو را قسم به عشقمان دگر مرا رها مکن
تو را قسم به عشقمان دگر مرا رها مکن
به عاشقانه ها قسم به دل ستم روا مکن
چه دلنشین و ساده شد برای تو سرودنم
بیا بخوان کلام من نخوانده مرحبا مکن
به قلب من،به این قلم چه حس تازه داده ای
فدای ناز شصت تو به عشقمان جفا مکن
ببار بر کویر دل که خسته ام از این عطش
مرو از آسمان دل ، امید من فنا مکن
به ساز خنده های تو نشسته ناز تازه ای
بخند و ناز خنده را به اخم خود عزا مکن
به گیسوان تار خود مرا ببر به قلب شب
فدای لحن ناز تو بخوان ترانه ای ز من
فقط بخوان ندای خود کسی دگر صدا مکن
برای عشق پاک من خیال نا به جا مکن
به لاله زار گونه ام نشسته قطره شبنمی
بیا و پاک کن دگر بساط غم به پا مکن
به عاشقانه ها قسم به دل ستم روا مکن
چه دلنشین و ساده شد برای تو سرودنم
بیا بخوان کلام من نخوانده مرحبا مکن
به قلب من،به این قلم چه حس تازه داده ای
فدای ناز شصت تو به عشقمان جفا مکن
ببار بر کویر دل که خسته ام از این عطش
مرو از آسمان دل ، امید من فنا مکن
به ساز خنده های تو نشسته ناز تازه ای
بخند و ناز خنده را به اخم خود عزا مکن
به گیسوان تار خود مرا ببر به قلب شب
فدای لحن ناز تو بخوان ترانه ای ز من
فقط بخوان ندای خود کسی دگر صدا مکن
برای عشق پاک من خیال نا به جا مکن
به لاله زار گونه ام نشسته قطره شبنمی
بیا و پاک کن دگر بساط غم به پا مکن
- ۷.۰k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط