آن قدر رسم وفا مرده

آن قدر رسم وفا مرده
که می ترسم من
ترسم این است
که گر لیلی بیچاره شود زنده
ز مجنون نکند یاد ...!!! 

            🌹🌹🌹

اف بر این عشق دروغین
که شده رسم
شده رسم میان همه ...
ترسم که ز تاریخ ور افتد سخن از لیلی و مجنون
و هر آن کس که در او ذره‌ای از عشق و جنون است
ترسم از عاقبت خویش
که گر صید تو گردم
بروم تا ابد از یاد تو ...
بدبخت من از صید تو گردم
بشوم تا به ابد در قفس عشق
تو هم فاتح از این صید!
و لبخند زنان دور شوی
دور چنان دور
که هرگز نشناسی، نکنی یاد ...
به خدا رحم بکن بر خود و بر من
که اگر آه کشم !
نه نه
نتوانم سخن از خویش بگویم
به خداوند قسم نتوانم هرگز ... !!!
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

به نامِ ایران، به نامِ خاکِ زرینبه نامِ تاریخِ پرشکوهِ دیرین...

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط