{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب چو در بستم و مست از می نابـش کردم

شب چو در بستم و مست از می نابـش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کـردم

دیدی آن تـرک ختا دشـمـن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کـردم

منزل مردم بـیگانه چو شـد خانه ی چـشم
آنـقـدر گـریـه نـمـودم که خرابـش کـردم

شـرح داغ دل پـروانه چـو گـفـتم با شـمع
آتـشـی در دلـش افـکـنـدم و آبـش کـردم

دل که خونابه ی غم بود و جگر گوشه ی درد
بر سـر آتـش جـور تـو کـبـابـش کـردم

غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه ی شیرین و به خوابش کـردم
دیدگاه ها (۱)

شب چـــو در بستم و مست از می نابش کردممــاه اگر حلقــــه به ...

میرزا محمد فرخی یزدیشب چو در بستم و مست از مي ‌نابش كردمماه ...

🦋✨شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردم،ماه اگر حلقه به در ک...

شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت ...

#غزل ؛ #کهن شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم  ماه اگر حل...

شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت...

شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت...

دیدی آن ترک خطا دشمن جان بود مرا

دلتنگی ها رابه اردیبهشت می برمو نبودنت راقدم میزنم#امیرعلی_ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط