{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب چـــو در بستم و مست از می نابش کردم

شب چـــو در بستم و مست از می نابش کردم
مــاه اگر حلقــــه به در کوفت جوابــش کردم
.
دیدی آن تـُــرک خـُــتا دشمـن جان بود مــرا ؟
گر چه عمری به خطا دوست خطابش کردم !
.
منزل مـــردم بیگانه چو شــد خانه ی چشـــــم
آنقــــدر گریــــــه نمـودم که خرابـــش کـردم
.
شــرح داغ دل پروانــــــه چو گفتم با شمــــــع
آتشـــی در دلــــــش افکنــــدم و آبـــش کردم
.
غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهــاد !
خواندم افسانه ی شیــرین و به خوابش کردم !
.
دل که خونابه ی غم بود و جگر گوشه ی دهر
بر ســــــر آتش جــــور تو کبابــــش کـــردم !
.
زنــــدگی کردن من مـــــردن تدریج
دیدگاه ها (۲)

شب چو در بستم و مست از می نابـش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت...

شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت...

شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت...

شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت ...

#غزل ؛ #کهن شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم  ماه اگر حل...

🦋✨شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردم،ماه اگر حلقه به در ک...

میرزا محمد فرخی یزدیشب چو در بستم و مست از مي ‌نابش كردمماه ...

غـــم در همـــه جا خانـــه می‌کندحتی در لبــــخندیبــه آغوش ...

دلتنگی ها رابه اردیبهشت می برمو نبودنت راقدم میزنم#امیرعلی_ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط