{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست

باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست
وین جان بر لب آمده در انتظار توست

در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست
جز باده ای که در قدح غمگسار توست

ساقی به دست باش که این مست می پرست
چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست

سیری مباد سوخته تشنه کام را
تا جرعه نوش چشمه شیرین گوار توست

بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست

ای سایه صبر کن که بر آید به کام دل
آن آرزو که در دل امید وار توست
دیدگاه ها (۱)

گذر از کوچه بن بست دلت کردم و دلدار شدم من در آن بیخبری ماند...

آرام ..........آرام.....آرام..........شبیه آتشی در باد خاکست...

تو اگر ادم شوی من با تو حوا میشومتو اگر امروز باشی با تو فرد...

من غریبانه ترین شعر خودم را گفتمو تو لبریز ترین حق خودت را خ...

باز آی دلبـــرا! که دلم بی قـرار توستوین جان بر لب آمده در ا...

#کوروش_یغماییباز آی دلبـــرا! که دلم بی قـرار توستوین جان بر...

بازا ای دلبرا که دلم بی قرار توست💛♡

بازا ای دلبرا که دلم بی قرار توست💛♡

بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد

بازآی دلبرا که دلم بی قرار توستوین جان بر لب آمده در انتظار ...

باز آی دلبرا که دلم بی قرار توستوین جان بر لب آمده در انتظار...

بازا ای دلبرا ، که دلم بی قرار توست!!

باز آی دلبرا که دلم بی قرار توستوین جان بر لب آمده در انتظار...

بازآی دلبرا که دلم بی قرار توست وین جان بر لب آمده در انتظار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط