{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست

باز آی دلبـــرا! که دلم بی قـرار توست
وین جان بر لب آمده در انتظار توست

در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست
جز باده ای که در قدح غمگسار توست

ساقی به دست باش که این مستِ می‌پرست
چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست

سیـری مبـــــاد سوخته ی تشنه کام را
تا جرعه نوش چشمهٔ شیرین گوار توست

بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست!

ای سایه صبر کن که برآید به کام دل
آن آرزو که در دل امیدوار توست ...

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱۲)

◽دردا و دریغا که در این بازی خونینبازيچه ایام دل آدمیان است....

آفتابا چه خبر؟این همه راه آمده ایکه به این خاک غریبی برسی؟ار...

‌بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادی خاطر اندوه گزارم نشدیت...

#معرفی_آهنگدرخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهالِ دلبری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط