{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست
که آنچه در سرِ من نیست، بیم رسوایی ست



چه غم که خلق به حسن تو عیب می گیرند؟

همیشه زخم زبان خون بهای زیبایی ست



اگر خیال تماشاست در سرت، بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشایی ست



شباهت من و تو هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل تنهایی ست



کنون اگرچه کویرم هنوز در سرِ من
صدای پر زدن مرغ های دریایی ست
دیدگاه ها (۲)

رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر استبین ما این فاصله "بسیار" ...

چه دروغ بزرگی است.....----زمان همه چیز را حل میکند----زمان ف...

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید من که رفتم بنشینید و ......

تکرار دوباره"قرعه فال به نام من دیوانه زدند"روز میلادی دگرای...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سرِ من نیست، بیم ر...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سرِ من نیست، بیم ر...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سرِ من نیست، بیم ر...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سرِ من نیست، بیم ر...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سرِ من نیست، بیم ر...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سرِ من نیست، بیم ر...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سرِ من نیست، بیم ر...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سرِ من نیست، بیم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط