{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک

فیک

عاشقانه های زیر بارون 💙🌧️

پارت ۴ ( آخر ) 🍊🍊

یکم نگران شدم پس زنگ زدم الکس ( الکس بادیگارد جیمینه ) و گفتم

الکس : بله قربان
موچی : ببین الکس ات گم شده سریع چنتا نیرو آماده کن و دنبال ات بگرد
الکس : چشم قربان
موچی : خوبه

تلفن رو قطع کردم و نگران روی مبل نشستم یکم رفتم تو فکر وای واقعا هیچی یادم نمیاد از دورانی که بدون ات بودم هیچی یادم نمیاد ات واقعا بهترین دختری هست که تا حالا دیدم توی فکر غرق شده بودم که یه چیزی یادم اومد هنوز اتاق مهمان هارو رو نگشته بودم پس سریع از پله ها رفتم بالا سریع وارد اتاق شدم همه جا رو گشتم ولی بازم نبود دیگه خیلی داشتم نگران میشدم که یه صدایی شنیدم یه چیز شبیه صدای خرو پف یه گربه کوچولو از توی کمد میومد رفتم و آروم در کمد رو باز کردم که دیدم ات اونجا خوابیده قیافش خیلی کیوت بود پس بهش لبخندی زدم و بقلش کردم و گذاشتمش روی تخت واییییییییی چقدر این دختر فوق العاده است شبیه فرشته است

لبای زیبا👄

چشمای فوق زیبا 👁️👁️

صدای نرم و نازک 💃

بدنی ظریف و خوش اندام ✨✨

اون دختر فوق العاده است

پایان 🐥🐥

ببخشید اگه آخرش خیلی مسخره بود 😔😔

ممنون میشم لایک کنید و نظرتون رو بگید 💙💙

🌼 Kim sori 🌼


#We_Love_you_Yoongi
#Apologize_to_Yoongi
#WeLoveYoongi
#Free_Yoongi
#FreeYoongi
دیدگاه ها (۴)

bts

مربی موتور سوار

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

مهم

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:71 میخواستم همه چیزو ول کنم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط