مربی موتور سوار
part 22
ویو تهیونگ .
باید یکاری میکردم که امشب این مهمونی کوفتی تمون بشه کسی رو هم نداشتم و برای همین تصمیم گرفتم یه معشوق اجاره کنم سریع تماس گرفتم و ۴ نفر رو فرستادن برام
ویو ات .
وسط کار بودم بابام زنگ زد
پدر ات . سلام دختر خسته نباشی عشقم امشب یه مهمونیه حتما باید باشی یکم زودتر مرخصی بگیر بیا حاضر شو بریم باید همراه داشته باشی ولی اگه نداری مشکلی نیست
ات . عا سلام بابا نفس بگیر عشقم نمیشه نیام ؟
پدر ات . دخترم بیا و پدرت رو سر بلند کن تمام همکارام و ... هستن
ات . چشم بابا
ات ویو . سریع رفتن و از رئیس اجازه گرفتم و رفتم وقتی رفتم خونه سریع حاضر شدن و رفتم سمت خونه بابا اینا
.
.
.
ادامه دارد ...
پارت بعد فردا ...💘
ویو تهیونگ .
باید یکاری میکردم که امشب این مهمونی کوفتی تمون بشه کسی رو هم نداشتم و برای همین تصمیم گرفتم یه معشوق اجاره کنم سریع تماس گرفتم و ۴ نفر رو فرستادن برام
ویو ات .
وسط کار بودم بابام زنگ زد
پدر ات . سلام دختر خسته نباشی عشقم امشب یه مهمونیه حتما باید باشی یکم زودتر مرخصی بگیر بیا حاضر شو بریم باید همراه داشته باشی ولی اگه نداری مشکلی نیست
ات . عا سلام بابا نفس بگیر عشقم نمیشه نیام ؟
پدر ات . دخترم بیا و پدرت رو سر بلند کن تمام همکارام و ... هستن
ات . چشم بابا
ات ویو . سریع رفتن و از رئیس اجازه گرفتم و رفتم وقتی رفتم خونه سریع حاضر شدن و رفتم سمت خونه بابا اینا
.
.
.
ادامه دارد ...
پارت بعد فردا ...💘
- ۴۸.۴k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط