{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من گمان مى کردم دوستى همچون سروى سرسبز چهار فصلش همه آراس

من گمان مى کردم دوستى همچون سروى سرسبز چهار فصلش همه آراستگى است، چه مى دانستم هیبت باد زمستانى هست، چه مى دانستم دل هر کسى دل نیست...
(حمید مصدق)
دیدگاه ها (۱)

دریک شب رویایی میهمان ماه می شوم توبرایم ازآسمان ستاره میچین...

لحن نگاهت چه استادانه همهمهٔ سکوت را می شکند و من چه ناشیانه...

همه میمیرند, اما همه زندگی نمی کنند!

مشکل از تونبود! از من بود! با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را ...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

‌♻️ آقای قالیباف! اینها نشانه های خوبی نیست...🔰حمید رسایی: ا...

_____ادامه پارت²⁰ نفرین کوچولو_____چند لحظه نگاهم کرد.بعد گف...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۱: پژواک در تاریکیسرم را به اطراف چرخاند...

.......//برده ی زیبا//.......

🍂🤍در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی هست که زمان د...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت اول : راه خدا :راه های بر اساس ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط