#پارت_40

#پارت_40

""ساحل""

اماده شدمو دنبالش راه افتادم از استرس دارم میمیرم، چرا این علیسان لعنتی بیخیال ما نمیشه ، بیشتر از اینکه دلشوره خودمو داشته باشم نگران ارتامم اون الان یه خیانت کار بود پس علیسان واسه پیدا کردنش هر کاری میکرد و از یه طرفم من یه نفوذی بودم پس برای اینکه ازم اطلاعات بکشه بیرون منم باید دستگیر میکرد ....

فکر به اینا دلشورمو خیلی بیشتر کرد ... از روی عادت بچگیم شروع کردم به کندن پوست دستم ، ارتام که این کارمو دید اروم دستمو گرفت...

+ الهی قربونت بشم نگران نباش تا الان مگه چیزیمون شده بعد اینم اتفاقی نمیوفته

- من میترسم ( سرمو رو سینش گذاشت )

+ نگران هیچی نباش نمیزارم واست اتفاقی بیوفته ...

-( با حالت دلخوری گفتم) ولی من واسه خودم نمیگیم

+ پس چی

- من نگران توام

+( پیشونیمو بوسید ) الهی قربونت بشم چیزیم نمیشه قول میدم

توی سکوت به راهمون ادامه دادیم ، حرفاش یکم ارومم کرد ولی اونقدر نبود که بگم کامل حالم خوبه...

بعد چن دقیقه ارتام جلوی یه رستوران باکلاس نگه داشت ...

- بابا توی این شرایط رستوران اومدنت چیه اخه

+ ای بابا غذام نخوریم

- یه ساندویچ میگرفتی توی ماشین میخوردیم دیه ، دیگه رستوران لاکچری اومدنت چیع اخه ارتام

+ انقد حرص نخور پیشونیت چروک میوفته ، بعدم غذاس دیگه شکم مهم تره حالا انقد غر نزن بیا بریم تو ...

- از دست تو من نمیدونم سر به کدوم بیابون بزارم

+ کالاهاری کالاهاری ( بعدم قهقه زدو دستمو گرفت )

- دیونه...
دیدگاه ها (۰)

part 54نامجون« چیکار میکردین دو ساعت اونجا؟»جونگکوک« هیچی دا...

#معشوقه_آلفا

intertwined fate of two enemies-part 14

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

چند پارتی (درخواستی)

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

دیو و دلبر پارت ۳۰ -بی بی همیشه کنارت هست عزیزکم صدای بتول ب...

الماس زیبای من  part²                                      ...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

پارت ۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط