سکّه ی بختـــم از اوّل ، هر دو رویــَش پــُشت بود
سکّه ی بختـــم از اوّل ، هر دو رویــَش پــُشت بود
حیفِ افسوسی که می خوردم به روی دیگــَرش
از بدی هایت گذشتـــن ، کارِ خیلی سـاده ای ست
این که از من بگذری، سخت است گاهی باورش
در غـــزل وقتــی کـه از آیینه صحبت می شود
بی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توست
باز می پرسی که دردت چیست؟ بنشین گوش کن!
درد من ، این درد بــی درمــان من چشمــــان توست
حیفِ افسوسی که می خوردم به روی دیگــَرش
از بدی هایت گذشتـــن ، کارِ خیلی سـاده ای ست
این که از من بگذری، سخت است گاهی باورش
در غـــزل وقتــی کـه از آیینه صحبت می شود
بی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توست
باز می پرسی که دردت چیست؟ بنشین گوش کن!
درد من ، این درد بــی درمــان من چشمــــان توست
- ۵۴۶
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط