{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم ساز

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم ساز
تا راه به سوی دل تو باز شود باز

آمد به لبم جان و نگاهی ننمودی
تا محو وجود تو شوم، برکشم آواز

من باده ی مستی ز کف غیر نگیرم
جام می من روی تو و آن دو لب باز

نا دیدن تو برنظرم سخت گران است
ماندم به که افشا کنم این درد دل و راز

بر چشم ترم اشک زهجران تو خون شد
جز آه نبودست مرا همدم و دمساز

افسوس بر این سوخته هیچت نظری نیست
باز آ که دلم را ز رخت کوک شود ساز

گفتم که گرم بال دهی سوی تو آیم
شوقم به تو بسیار،ولی کو پر پرواز؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

گفتا به من در نیمه شب پنهان بیا پنهان برودر باغ پر ریحان من ...

صدایم کن که من پژواک شعری بس دل انگیزمکه از فـــــــواره ای ...

قصه ای با تو مرا هست نمی دانم چیستصبر بی طاقت سرمست نمی دانم...

سلام...امروزمن دروازه های قلبم رابه روی خوبیهامیگشایمپروردگا...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

چقد خوبه که بارون میاددلتون شاد و روزاتون قشنگدر کوی دلت،کلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط