{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم ساز

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم ساز
تا راه به سوی دل تو باز شود باز

آمد به لبم جان و نگاهی ننمودی
تا محو وجود تو شوم، برکشم آواز

من باده ی مستی ز کف غیر نگیرم
جام می من روی تو و آن دو لب باز

نا دیدن تو برنظرم سخت گران است
ماندم به که افشا کنم این درد دل و راز

بر چشم ترم اشک زهجران تو خون شد
جز آه نبودست مرا همدم و دمساز

افسوس بر این سوخته هیچت نظری نیست
باز آ که دلم را ز رخت کوک شود ساز

گفتم که گرم بال دهی سوی تو آیم
شوقم به تو بسیار،ولی کو پر پرواز؟

حضرت مولانا
دیدگاه ها (۲)

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرایار تویی غار تویی خواجه نگهدا...

✍ 🍃 نمیدانم کدامین جمله را برای توصیف محبت هایتان بنویسم.نمی...

ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال‌هاای به زودی بار کرده بر شتر...

دوش من پیغام کردم سوی تو استاره راگفتمش خدمت رسان از من تو آ...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

چقد خوبه که بارون میاددلتون شاد و روزاتون قشنگدر کوی دلت،کلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط