مـن گـرفتـارِتـو بـودم، تـو دچـارِ دگری

مـن گـرفتـارِتـو بـودم، تـو دچـارِ دگری
مـن همـه مستِ تـو، اما تو خمارِ دگری

دفتـرِ شعـرِ دلِ مـن همـه لبريزِ تـو بود
سـرِ سـودای تــو امـا بـه گـذارِ دگـری

بسترم چـون صدفی، مانده ز مرواريدش
تـو ولی مسخ به يک مهـره ی مارِ دگری
دیدگاه ها (۱)

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

بر سر تربت ما چون گذری...

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط