{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز و شبم شدی تو ،از آن لحظه که آمدی…

روز و شبم شدی تو ،از آن لحظه که آمدی…
قانون زندگی ام بهم خورد، از لحظه ای که به قلبم آمدی…
نمیدانم چرا میگیرد نفسهایم
نمیدانم چرا اینگونه میریزد اشکهایم
میگویند اینها همه درد های عاشقیست ،
نمیدانم حرف دلم را باور کنم یا حرف آنها را ،
شاید این هم یکی از درد های همیشگیست
میترسم از آن روزی که رهایم کنی ،
شاید فکر کنی که محال است قلبت را از قلبم جدا کنی
این روزها کار همه بی وفاییست
تا این حد هم نباید مرا به یک عشق ماندگار مطمئن کنی
تو خواستی مرا به خودت وابسته کنی
تو خواستی قلبم را اسیر قلب پاکت کنی
دیگر محال است بتوانی مرا از خودت سیر کنی!
این قلبی که در سینه دارم آن قلب تنها نیست
حال و هوای من مثل گذشته ها نیست
حالا دیگر وجودم نیز مال خودم نیست ،
این اشکهایی که میریزد از چشمانم، دست خودم نیست
این دلتنگی ها و بی قراری هایم حس و حال همیشگیست
قانون زندگی ام بهم خورد ، از لحظه ای که تو آمدی
آمدی و شدی همه زندگی ام ،
هستم تا آخرین نفس با تو، ای تنها بهانه نفس کشیدنم!
دیدگاه ها (۱)

وقتی لب تو خنده زد

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

تا تو هستے، دلم پریشان نیستدر نگاهم نماد باران نیستبا تو اے ...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

noday

آنقَدَر اُمیدها به قلبم خیانت کرده‌اَند،که هر گاه به شادیِ ک...

افتاده در چشم تو صاف

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط