:'(

:'(
____________________ ******
مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید
در کوچه میبارد و گرما در خانه نیست
حقیقت از شهر زندگان گریخته است،من با تمامِ حماسه ام به گورستان خواهم رفت
وتنها
چرا که
به راستی، کدامین همسفر میتوان اطمینان داشت؟
و به راستی
آنکه در این راه قدم برمی دارد به همسفری چه حاجت است؟
زندگی یک تصادف است ، مرگ یک واقعیت ❤️❤️❤️ شاملو
دیدگاه ها (۱)

مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید در کوچه میبارد و گرم...

مردی که تنها به راه میرود با خود میگویددر کوچه میبارد و گرما...

ی تو مهتاب تنهای دشتمبی تو خورشید سرد غروبمبی تو بی‌نام و بی...

...حقیقت از شهر زندگان گریخته استمن با تمام حماسه‌امبه گورست...

زندگی یک تصادف است ، مرگ یک واقعیت**برای زیستن دو قلب لازم ا...

«منشورِ حَدِ بهرام محمدی: انهدامِ مافیای رانت؛ ترازِ نهاییِ ...

🌱 خانواده؛ نخستین مدرسه انسان‌سازیتربیت نسل آگاه، از خانه آغ...

فاطمه سلام‌الله‌علیها، تنها راوی روزگار خویش نبود؛ صدای حقیق...

آدم بدی ام؟...

همینقدر وابسته شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط