{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:'(

:'(
____________________ ******
مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید
در کوچه میبارد و گرما در خانه نیست
حقیقت از شهر زندگان گریخته است،من با تمامِ حماسه ام به گورستان خواهم رفت
وتنها
چرا که
به راستی، کدامین همسفر میتوان اطمینان داشت؟
و به راستی
آنکه در این راه قدم برمی دارد به همسفری چه حاجت است؟
زندگی یک تصادف است ، مرگ یک واقعیت ❤️❤️❤️ شاملو
دیدگاه ها (۱)

مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید در کوچه میبارد و گرم...

مردی که تنها به راه میرود با خود میگویددر کوچه میبارد و گرما...

ی تو مهتاب تنهای دشتمبی تو خورشید سرد غروبمبی تو بی‌نام و بی...

...حقیقت از شهر زندگان گریخته استمن با تمام حماسه‌امبه گورست...

زندگی یک تصادف است ، مرگ یک واقعیت**برای زیستن دو قلب لازم ا...

خیلی چیزا بینشون هست و خودشون متوجه نیستن :)!

enemies to love . . !

و منم اینقدرا خوش شانس نیستم ;)!

«ادامهٔ تبیینِ منشورِ قدرت (جلد دوم)»«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط