{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید

مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید
در کوچه میبارد و گرما در خانه نیست
حقیقت از شهر زندگان گریخته است،من با تمامِ حماسه ام به گورستان خواهم رفت
وتنها
چرا که
به راستی، کدامین همسفر میتوان اطمینان داشت؟
و به راستی
آنکه در این راه قدم برمی دارد به همسفری چه حاجت است؟
دیدگاه ها (۳)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید در کوچه میبارد و گرم...

:'( ____________________ ******مردی که تنها به راه میرود با ...

ی تو مهتاب تنهای دشتمبی تو خورشید سرد غروبمبی تو بی‌نام و بی...

...حقیقت از شهر زندگان گریخته استمن با تمام حماسه‌امبه گورست...

زندگی یک تصادف است ، مرگ یک واقعیت**برای زیستن دو قلب لازم ا...

📚 حکایتی‌بسیار،زیبا وخواندنی📚زن بسیار زیباییکه هیچکس اورا نم...

📚 حکایتی‌بسیار،زیبا وخواندنی📚زن بسیار زیباییکه هیچکس اورا نم...

💞💞💞💞💞امشب فانوسی در دست خواهم گرفتتمام شهر را در جستجوی تو خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط