{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید

مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید
در کوچه میبارد و گرما در خانه نیست
حقیقت از شهر زندگان گریخته است،من با تمامِ حماسه ام به گورستان خواهم رفت
وتنها
چرا که
به راستی، کدامین همسفر میتوان اطمینان داشت؟
و به راستی
آنکه در این راه قدم برمی دارد به همسفری چه حاجت است؟ شاملو
دیدگاه ها (۱)

زنده یاد احمد شاملو ای کاش می‌توانستند از آفتاب یاد بگیرند...

زنده یاد احمد شاملو آیا تلاش من یکسر بر سر آن بود تا ناقوس...

بی تو مهتاب تنهای دشتم بی تو خورشيد سرد غروبم بی تو بی‌نام و...

گر بدين سان زيست بايد پست من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را، ب...

مردی که تنها به راه میرود با خود میگویددر کوچه میبارد و گرما...

:'( ____________________ ******مردی که تنها به راه میرود با ...

ی تو مهتاب تنهای دشتمبی تو خورشید سرد غروبمبی تو بی‌نام و بی...

...حقیقت از شهر زندگان گریخته استمن با تمام حماسه‌امبه گورست...

زندگی یک تصادف است ، مرگ یک واقعیت**برای زیستن دو قلب لازم ا...

شهری در آسمان قسمت سوم آیا نام خرمشهر به همین خانه‌ها و خیاب...

‍ 💞 نسیم خنکی حال دلم را خوب میکند؛پاهایم آهسته آهسته در #خا...

تو نمازخونه دانشگاه داشتم سجاده آماده می‌کردم برای نماز، همی...

| چهار فصل زندگی |میدانی در زندگی گاهی میتوانی سال های سال ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط