سلام

سلام
موقعی که این عکسو دیدم خیلی ناراحت شدم راسیاتش گریم گرفت وقتی توضیحات پایین عکسو خوندم دیگه نتونستم اشکمو نگه دارم نمیدونم دست خودم نیست اما تا اینجور عکسارو میبینم یاد خانوم رقیه میفتم یا حسین میگن موقعی که خانوم رقیه بابا شو صدا میزد بهش سیلی میزدن میگن شب بوده خانوم نمیدیده دست از کدوم طرف میاد که بخواد دفاع کنه یا الله
گر چه ارام دل طاها منم
مانده ام زهرا تو هستی یا منم


دوستان شرمندم اگه هر دفعه که میام ناراحتدون میکنم شرمندم ببخشید اگه دوست دارید پستامو نبینید وناراحت میشید میتونید بلاکم کنید بازم ببخشید مزاحم شدم شرمنده حلال کنید

محب شما واقا امام زمان:ارمان
دیدگاه ها (۱۶)

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

مهمونی خطرناکپارت=29ویو جونگ کوکگوشیم رو توی دستم چرخوندم و ...

سلام دوست نداشتم تو روز عیدی این متنو بنویسم اما حرف دله دیگ...

این عکس تو پستای یکی از دوستان بود که لایکش کردم زیر عکس نوش...

سلام دوستانان شا الله که خوب خوش سلامت باشین چند وقتی بود در...

Road to Light - Return of the Empire [season ۱ (آغاز)(Part۶)]

#فیک_جونگ_کوکپارت 4سولان : وای اینجارو ازین آبمیوه هاجونگ کو...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_262+خیلی ممنون توی زحم...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط