{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هربار به تــو فکر

هربار به تــو فکر
می‌کنم

یکی از دکـمه‌هایم شل می‌شود

انقراض آغوشــم یک نسل به تأخیر می‌افتد

و چیزی به نبــضم اضافه می‌شود
که در شـعرهایم نمی‌گنجد

کافیست تــورا به نام بخوانم
تا ببینی لکنت، عاشـــقانه‌ترینِ لهجه‌هاست

و چگــونه لرزش لــب‌های من
دنیا را به حاشیه می‌بَرد

„دوســـتت دارم„

با تمــام واژه‌هـایی که در گلویم گیر کرده‌اند

و تــمام هجـاهای غمگینی
که به خاطـــر تو شعر می‌شود


دوســتت دارم با صـدای بلند
دوستــت دارم با صـدای آهسته

„دوستـــت دارم„


و خواســتن تـو جنینـی‌ست در من
که نه ســقط می‌شود
نه به دنیــــا می‌آید.
دیدگاه ها (۳)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۱شب، وقتی به فرودگاه رسیدن، خانواده‌ی ...

من چجوری میتونم باور کنم که انقد زود ۲۹ سالت شد؟؟ چجوری باور...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط