𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆
𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆
Part 36 (last part)
اون شب شوگا کنار تخت رینا نشسته بود و برای اولین بار نمیدونست باید چی بگه
تمام حرفایی که توی این چند هفته بهش زده بود تموم شده بودن
دیگه چیزی نمونده بود جز خاطراتی که هر بار به یادشون میافتاد قلبش درد میگرفت
جین وارد اتاق شد و یه پاکت سفید توی دستش بود
شوگا با تعجب نگاهش کرد و پرسید
اون چیه
جین کنار شوگا نشست و گفت
امروز داشتم وسایل رینا رو مرتب میکردم که اینو پیدا کردم
روش اسم تو نوشته شده بود
شوگا پاکت رو گرفت
دست خط رینا بود
همون دست خطی که بارها روی کاغذهای کوچیک براش نوشته بود دوستت دارم
شوگا با دستای لرزون نامه رو باز کرد
شوگا
نمیدونم وقتی این نامه رو میخونی کجام و نمیدونم هنوز ازم متنفری یا نه
فقط میخوام یه بار برای آخرین بار حقیقت رو بدونی
من هیچوقت بهت خیانت نکردم
هیچوقت کسی رو به جای تو نخواستم
اون روزایی که ازت فاصله گرفتم هر شب گریه میکردم چون مجبور بودم کاری کنم که ازم متنفر بشی
ناپدری و نامادریم تهدیدم کرده بودن که اگه ازت جدا نشم بهت آسیب میزنن
من نمیتونستم اجازه بدم به خاطر من چیزی برات اتفاق بیفته
برای همین ترجیح دادم فکر کنی آدم بدی هستم تا اینکه یه روز به خاطر من آسیب ببینی
میدونم شاید هیچوقت نتونی منو ببخشی
ولی میخوام بدونی تمام لحظه هایی که کنار تو بودم واقعی بودن
تمام دوست داشتنم واقعی بود
تو تنها کسی بودی که باعث شد احساس کنم توی این دنیا یه نفر رو دارم
اگه یه روز دیگه کنار هم نبودیم لطفا خودت رو سرزنش نکن
من هیچوقت از دوست داشتنت پشیمون نشدم
رینا
شوگا تا آخر نامه رو خوند اما نتونست حرفی بزنه
نامه از دستش افتاد و صورتش رو با دست هاش پوشوند
جین آروم گفت
اون میخواست تو حقیقت رو بدونی
شوگا با صدای شکسته جواب داد
ولی من وقتی باید بهش اعتماد میکردم نکردم
وقتی باید کنارش میموندم تنهاش گذاشتم
حالا چطور باید با این زندگی کنم جین
جین جوابی نداشت
شوگا دوباره نامه رو برداشت و کنار رینا نشست
رینا من نامه ات رو خوندم
حالا همه چیز رو میدونم
میدونم چرا رفتی و میدونم چقدر ترسیده بودی
اشک هاش روی کاغذ میریخت
کاش میتونستم بهت بگم که هیچوقت ازت متنفر نبودم
حتی وقتی فکر میکردم بهم خیانت کردی یه جای قلبم هنوز نمیتونست دوست داشتنت رو متوقف کنه
دست رینا رو گرفت و ادامه داد
من هنوز دوستت دارم
و اگه یه روز چشماتو باز کنی تمام حرفام رو خودت بهت میگم
اما اون شب حال رینا ناگهان بدتر شد
پرستارها با عجله وارد اتاق شدن و شوگا رو بیرون بردن
شوگا پشت در ایستاده بود و فقط صدای رفت و آمد پزشک ها رو میشنید
چند دقیقه بعد جین کنارش رسید
هیچکدوم چیزی نمیگفتن
تا اینکه دکتر از اتاق بیرون اومد
نگاهش به شوگا افتاد و با صدای آرومی گفت
متأسفم ما تمام تلاشمون رو کردیم
شوگا برای چند ثانیه بهش خیره موند
انگار معنی حرفش رو نمیفهمید
بعد آروم پرسید
یعنی چی
دکتر سرش رو پایین انداخت
رینا از دنیا رفت
شوگا چند قدم عقب رفت و به دیوار تکیه داد
نه
آروم تر تکرار کرد
نه رینا نه
جین اشک هاش رو پاک کرد اما خودش هم نمیتونست چیزی بگه
شوگا وارد اتاق شد و کنار تخت رینا نشست
دستش رو گرفت و مدت زیادی فقط نگاهش کرد
بالاخره با صدایی که به سختی شنیده میشد گفت
ببخشید که دیر فهمیدم رینا
ببخشید که وقتی به من احتیاج داشتی کنارت نبودم
من همه چیز رو فهمیدم
ولی تو دیگه اینجا نیستی که بشنوی
سرش رو روی دست رینا گذاشت و گریه کرد
اون شب شوگا عشق زندگیش رو از دست داد
و تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه نامه بود که حقیقت رو گفته بود
اما حقیقتی که دیگه نمیتونست چیزی رو تغییر بده
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 36 (last part)
اون شب شوگا کنار تخت رینا نشسته بود و برای اولین بار نمیدونست باید چی بگه
تمام حرفایی که توی این چند هفته بهش زده بود تموم شده بودن
دیگه چیزی نمونده بود جز خاطراتی که هر بار به یادشون میافتاد قلبش درد میگرفت
جین وارد اتاق شد و یه پاکت سفید توی دستش بود
شوگا با تعجب نگاهش کرد و پرسید
اون چیه
جین کنار شوگا نشست و گفت
امروز داشتم وسایل رینا رو مرتب میکردم که اینو پیدا کردم
روش اسم تو نوشته شده بود
شوگا پاکت رو گرفت
دست خط رینا بود
همون دست خطی که بارها روی کاغذهای کوچیک براش نوشته بود دوستت دارم
شوگا با دستای لرزون نامه رو باز کرد
شوگا
نمیدونم وقتی این نامه رو میخونی کجام و نمیدونم هنوز ازم متنفری یا نه
فقط میخوام یه بار برای آخرین بار حقیقت رو بدونی
من هیچوقت بهت خیانت نکردم
هیچوقت کسی رو به جای تو نخواستم
اون روزایی که ازت فاصله گرفتم هر شب گریه میکردم چون مجبور بودم کاری کنم که ازم متنفر بشی
ناپدری و نامادریم تهدیدم کرده بودن که اگه ازت جدا نشم بهت آسیب میزنن
من نمیتونستم اجازه بدم به خاطر من چیزی برات اتفاق بیفته
برای همین ترجیح دادم فکر کنی آدم بدی هستم تا اینکه یه روز به خاطر من آسیب ببینی
میدونم شاید هیچوقت نتونی منو ببخشی
ولی میخوام بدونی تمام لحظه هایی که کنار تو بودم واقعی بودن
تمام دوست داشتنم واقعی بود
تو تنها کسی بودی که باعث شد احساس کنم توی این دنیا یه نفر رو دارم
اگه یه روز دیگه کنار هم نبودیم لطفا خودت رو سرزنش نکن
من هیچوقت از دوست داشتنت پشیمون نشدم
رینا
شوگا تا آخر نامه رو خوند اما نتونست حرفی بزنه
نامه از دستش افتاد و صورتش رو با دست هاش پوشوند
جین آروم گفت
اون میخواست تو حقیقت رو بدونی
شوگا با صدای شکسته جواب داد
ولی من وقتی باید بهش اعتماد میکردم نکردم
وقتی باید کنارش میموندم تنهاش گذاشتم
حالا چطور باید با این زندگی کنم جین
جین جوابی نداشت
شوگا دوباره نامه رو برداشت و کنار رینا نشست
رینا من نامه ات رو خوندم
حالا همه چیز رو میدونم
میدونم چرا رفتی و میدونم چقدر ترسیده بودی
اشک هاش روی کاغذ میریخت
کاش میتونستم بهت بگم که هیچوقت ازت متنفر نبودم
حتی وقتی فکر میکردم بهم خیانت کردی یه جای قلبم هنوز نمیتونست دوست داشتنت رو متوقف کنه
دست رینا رو گرفت و ادامه داد
من هنوز دوستت دارم
و اگه یه روز چشماتو باز کنی تمام حرفام رو خودت بهت میگم
اما اون شب حال رینا ناگهان بدتر شد
پرستارها با عجله وارد اتاق شدن و شوگا رو بیرون بردن
شوگا پشت در ایستاده بود و فقط صدای رفت و آمد پزشک ها رو میشنید
چند دقیقه بعد جین کنارش رسید
هیچکدوم چیزی نمیگفتن
تا اینکه دکتر از اتاق بیرون اومد
نگاهش به شوگا افتاد و با صدای آرومی گفت
متأسفم ما تمام تلاشمون رو کردیم
شوگا برای چند ثانیه بهش خیره موند
انگار معنی حرفش رو نمیفهمید
بعد آروم پرسید
یعنی چی
دکتر سرش رو پایین انداخت
رینا از دنیا رفت
شوگا چند قدم عقب رفت و به دیوار تکیه داد
نه
آروم تر تکرار کرد
نه رینا نه
جین اشک هاش رو پاک کرد اما خودش هم نمیتونست چیزی بگه
شوگا وارد اتاق شد و کنار تخت رینا نشست
دستش رو گرفت و مدت زیادی فقط نگاهش کرد
بالاخره با صدایی که به سختی شنیده میشد گفت
ببخشید که دیر فهمیدم رینا
ببخشید که وقتی به من احتیاج داشتی کنارت نبودم
من همه چیز رو فهمیدم
ولی تو دیگه اینجا نیستی که بشنوی
سرش رو روی دست رینا گذاشت و گریه کرد
اون شب شوگا عشق زندگیش رو از دست داد
و تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه نامه بود که حقیقت رو گفته بود
اما حقیقتی که دیگه نمیتونست چیزی رو تغییر بده
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۵۷۹
- ۰۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط