{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شمع دل ما حسرت پروانه ندارد

شمع دل ما حسرت پروانه ندارد
عمریست که دل میل به پیمانه ندارد

غم مشتری دائم همسایه ی ما بود
چندیست که جز در دل ما خانه ندارد

ای عشق چه میشد که پس از مرگ بیایی
شهر دل ما طاقت ویرانه ندارد

ای بغض سراسیمه کمی دست نگهدار
دیوار ترک خورده ی ما شانه ندارد

رفتی و دگر دست مرا نای قلم نیست
این کوچه دگر شاعر دیوانه ندارد
️
دیدگاه ها (۶)

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

عاشقانه های شبنم

بِیا و دَستِ مَرا... این وَبال بَر شانهبَدَل بِه بال کُن اِم...

عاشقانه های شبنم

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

شمع دل ما حسرت پروانه نداردعمریست که دل میل به پیمانه نداردغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط