شمع دل ما حسرت پروانه ندارد

شمع دل ما حسرت پروانه ندارد
عمریست که دل میل به پیمانه ندارد

غم مشتری دائم همسایه ی ما بود
چندیست که جز در دل ما خانه ندارد

ای عشق چه میشد که پس از مرگ بیایی
شهر دل ما طاقت ویرانه ندارد

ای بغض سراسیمه کمی دست نگهدار
دیوار ترک خورده ی ما شانه ندارد

رفتی و دگر دست مرا نای قلم نیست
این کوچه دگر شاعر دیوانه ندارد
دیدگاه ها (۱)

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

عاشقانه های شبنم

بِیا و دَستِ مَرا... این وَبال بَر شانهبَدَل بِه بال کُن اِم...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

جاده بی راهه

شمع دل ما حسرت پروانه نداردعمریست که دل میل به پیمانه نداردغ...

شمع دل ما حسرت پروانه نداردعمریست که دل میل به پیمانه نداردغ...

شمع دل ما حسرت پروانه نداردعمریست که دل میل به پیمانه نداردغ...

شمع دل ما حسرت پروانه نداردعمریست که دل میل به پیمانه نداردغ...

شمع دل ما حسرت پروانه نداردعمریست که دل میل به پیمانه ندارد💔...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط