آسوده خاطرم که

آسوده خاطرم که
تو در خاطر منی
گر تاج می‌فرستی
و گر تیغ می‌زنی

ای چشم عقل خیره
در اوصاف روی تو
چون مرغ شب که
هیچ نبیند به روشنی

#سعدی🍃
دیدگاه ها (۵)

تقدیم به زندگیم:خوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام به دو چشم تو...

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرمفخر منی من به فدایت، گهرم...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

و آهنگی دیگر که جونگکوک گذاشته پستش رو ترجمه متن آهنگبغلم کن...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

**پارت ۸**صدای برخورد بدنت با تشکِ نرمِ تختِ اتاق امن، تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط