{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل بستن به سایه ها تاوان سنگینی دارد

دل بستن به سایه ها تاوان سنگینی دارد

باید همیشه پشت به خورشید بایستی

و بدانی که آفتاب

درچه ساعتی غروب می کند

سایه هامرام عجیبی دارند

می آیند عاشقت می کنند

و دم غروب می روند

به دنبال بی سرانجامیشان می روند

همیشه روزهای ابری نگرانم

میترسم سایه ای که عاشقش بودم

راه خانه را گم کند

و دل به کسی ببندد

که در جایی دورتر

رو به خورشید قدم می زند..!

دیدگاه ها (۴)

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

سینا، با آن بدنِ لرزان و ذهنی که انگار دارد از هم می‌پاشد، ب...

در میان هیاهوی روزگار و تکرار بی‌امان لحظه‌ها، گاهی در سکوتِ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

007-آلما ویسکی - پارت ۶۰

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط