{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل بستن بہ سایہ ها تاوان سنگینے دارد

دل بستن بہ سایہ ها تاوان سنگینے دارد
باید همیشہ پشت بہ خورشید بایستے
و بدانے کہ آفتاب
در چہ ساعتے غروب میکند
سایہ ها مرام عجیبے دارند
مے آیند عاشقت میکنند
و دم غروب مے روند
بہ دنبال بے سرانجامیشان ...
امان از روزی کہ عاشق سایہ ایے شویم... برای همین در روز های ابری نگرانم
میترسیم
سایہ ایے کہ عاشقش بودیم
راه خانہ مان را گم کند
و دل بہ کسی ببندد
کہ در جایے دورتر
رو بہ خورشید قدم میزند
دیدگاه ها (۲)

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در میان هیاهوی روزگار و تکرار بی‌امان لحظه‌ها، گاهی در سکوتِ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۷‌بعد از یک هفته‌ای ...

دل بستن به سایه ها تاوان سنگینی داردباید همیشه پشت به خورشید...

دل بستن به سایه ها تاوان سنگینی داردباید همیشه پشت به خورشید...

دل بستن به سایه هاتاوان سنگینی داردباید همیشه پشت به خورشید ...

دل بستن به سایه هاتاوان سنگینی داردباید همیشه پشت به خورشید ...

دل‌ بستن‌ به‌ سایه‌ ها‌ تاوان‌ سنگینی‌ داردباید همیشه پشت به...

دل بستن به سایه هاتاوان سنگینی داردباید همیشه پشت به خورشید ...

دل بستن به سایه ها تاوان سنگینی داردباید همیشه پشت به خورشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط