روزی میرسدکه یک پارچه سفیدپایان میدهدبه من!به شیطنت هایم؛

روزی میرسدکه یک پارچه سفیدپایان میدهدبه من!به شیطنت هایم؛به بازیگوشی هایم؛به خنده های بلندم
روزی که همه بادیدنم بغض میکنندومیگویند دلمان برایت تنگ شده
دیدگاه ها (۱)

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

🖤🥀 همین...فقط دلتنگی‌هایش... 💔😭گاهی نبودنِ یک نفر، تمام دنیا...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

ا.ت روی صندلی نشست و تهیونگ روبه‌رویش ایستاد.تهیونگ :عسلم، م...

نمیبخشمت p.23

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

چند پارتی بازی ممنوع

پروانه جان

ادامه

THE HIDDEN LOVEفصل اول: «قرار نبود امشب بیای!»سئول، کره جنوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط