رفته بودم سر کوچه دو عدد نان بخرم

رفته بودم سر کوچه دو عدد نان بخرم
و کمی جنس به فرموده مامان بخرم

از قضا چشم من افتاد به یک دوشیزه
قصد کردم قدحی "ناز" از ایشان بخرم

بس که ابروی تتو با مژه اش ست شده بود
مانده بودم چه از آن سرو خرامان بخرم

که به خود آمده،دیدم به سرش شالی نیست
به کجا میروم اینگونه شتابان بخرم!

نکند دوره،چهل سال عقب برگشته؟
یا که من آمدم از عهد رضاخان بخرم!

با تعجب و کمی دلهره گفتم بانو
بهرتان روسری اندازه ی روبان بخرم؟

گفت با لحن زنانه برو گمشو عوضی!
پسر مش صفرم،آمده ام نان بخرم 😂 ✋

#ڪوثرم
دیدگاه ها (۱۳)

به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! رفته بودم سرِ کوچه دو عدد ...

طنزانه ...

#شعر_طنز به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! رفته بودم سرِ کوچ...

به هیچ وجه این شعرو از دست ندیدرفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان...

اندر حکایت پیدا کردن همسر ______رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نا...

به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! رفته بودم سرِ کوچه دو عدد ...

این شعر رو از دست ندید حیفه...رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان...

به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! 😂 😂 😂 😂 رفته بودم سرِ ...

واقعا این شعر رو از دست ندید حیفه...جون من بخونید رفته بودم...

✔ ️به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!👇 🏻 رفته بودم سرِ کوچه دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط