{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فریاد که از عمــر جهان هر نفسی رفت

فریاد که از عمــر جهان هر نفسی رفت
دیدیم کزین جمع پراکنده کسے رفت

شادی مڪن از زادن و شیون مکن از مرگ
زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت

آن طفل ڪه چون پیر ازین قافله درماند
وان پیر که چون طفل به بانگ جرسے رفت

از پیـش و پس قافله ی عمر میندیش
گہ پیشروے پی شد و گه بازپسی رفت

ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم
دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت

رفتـی و فراموش شدے از دل دنیـا
چون ناله ے مرغی که ز یاد قفسی رفت

رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد
بیدادگری آمد و فریادرسی رفـت

این عمر سبک سایه ے ما بسته به آهی ست
دودے ز سر شمع پرید و نفسی رفـت😔

روحــت قرین رحمت الهے🌱
#هوشنگ_ابتهاج

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۴)

رمان تهکوک

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی ر...

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی ر...

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی ر...

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمعِ پراکنده کسی ...

◾️فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی...

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی ر...

رفت و این آشیانه خالی ماند...

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی ر...

شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زین گونه بسی آمد و زین گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط