{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گم شدم. خیلی وقت است. هیچ جادو و طلسمی هم در کار نیست. هم

گم شدم. خیلی وقت است. هیچ جادو و طلسمی هم در کار نیست. همین فاصله همه چیز را خراب کرده. باید از همان اول یاد تو می افتادم. تو به یاد من بودی؟ میدانم! سوال می کنم که خیالم راحت شود. میدانم که یک لحظه هم فراموشم نکرده ای.من هم با دیدن ستاره های آسمان شب ، با شنیدن صدای امواج دریا وقتی چشمهایم بسته بود ، باهر نفس عمیق یاد تو می افتادم. اما فاصله من را از خودم ، از تو جدا می کرد . مثل بادبادکی که نخش پاره شده است اما امشب با تمام وجود، این فاصله را کم می کنم. تو معنای عمیق آرامشی میدانم که میدانی. من خودم طلسم را شکسته ام. جادو باطل شد. من خدا را دارم و حالا دیگر از شب نمی ترسم. از دلهره ی گاه و بیگاه خبری نیست. بادبادک وقتی که در هوا رها می شود دست باد را رها نمی کند...

میلاد اسلام زاده
دیدگاه ها (۱)

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

تا وقتی فراموش شوم

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

استعداد ویژهیادگیری جادو: ⭐⭐⭐⭐⭐الیشیا طلسم‌های جدید رو خیلی ...

عاشقانه های شبنم

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

عاشقانه های شبنم

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط