{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساس غربت میکنم در هیاهوی این جهان فانی؛

احساس غربت میکنم در هیاهوی این جهان فانی؛
احساس پوچی و سردرگمی...
احساس می کنم راهم را گم کرده ام و کرم های شب تاب نوری ندارند.
فرصت ها سوزاندم،
آرزو ها پشت گوش سپردم،
کارها نکردم و پشیمانم...
پشیمانم و ننگ بر شیرین زبانی شیطان که هوس های زودگذر را به دلم می اندازدو من می بازم.
چه بارها که گفتم«نمی خواهم»،
اما شیطان حوصله کردو باز هم خواند از نجوای پلیدش... باختم و نمی خواستم...
تو ترک تنه درخت زندگی من بودی و شیطان این را می دانست؛ تبر زد و شکستم، فرو ریختم و اینگونه چشمان تو پیروز این نبرد نابرابر شد...

_k.sh
#love
#life
#BTS
دیدگاه ها (۰)

.

#رهایی‌از‌عشقِ‌بی‌بها...گاه سرنوشت، انسان را نه به قعر فاجعه...

شعری بسیار زیبا طولانی هستش اما ارزش خوندن داره حتما تا آخر ...

بس شنيدم داستان بی كسیبس شنيدم قصه دلواپسیقصه عشق از زبان هر...

حضرت زهرا(س)-شهادت(از زبان درب خانه)سال ها پیش در این شهر در...

Escape love part. 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط