پارت 123

پارت 123



بعد از رفتنش جولیا هم بدو بدو دنبالش رفت ، بعد از نیم ساعت در زده شدو اقا بزرگ اومد داخل


+اقا بزرگ ؟ اینجا چیکار میکنید؟


∆برو نوه ی خوشگلم...


+منظورتون چیه؟


∆ میخوام فراریت بدم

پوزخندی زدم

+هه،برای چی؟ مگه شما خودتون نبودید که گفتید باید باهاش ازدواج کنم ؟

∆ من به خواست خودم این رو نگفتم ، هیونجین تهدیدم کرد الان وقت توضیح نیست ، باید همین الان بری...پایین ینفر منتظرته

اشکی از چشمم پایین اومد

+اما...اقا بزرگ اگه بلایی سرتون بیاره چی ؟

∆ هر بلایی سرم بیاد حقمه ، اگه اینقدر حریص نبودم خانوادم از هم نمیپاشید ، نمی‌خوام تورو ، نور چشممو قربانی حرص و طمعم کنم....برو خواهش میکنم یونا!

به بغل کشیدمش


+ازتون ممنونم اقا بزرگ ، ممنونم ازتون ، هیچوقت فراموش نمیکنم فداکاریتون رو، شما همیشه هوام رو داشتید...دوستتون دارم

∆منم دوست دارم نوه ی عزیزم...

از اتاق زدم بیرون و به سمت در پشتی دویدم لباس عروس توی دستو پام بود اما باید هرچه زودتر میرفتم ، توی همین حین صدای شلیکی شنیدم....


پارت های بعدی دوشنبه قرار داده میشن ☺️🫶🏼
دیدگاه ها (۲۳)

+احمقا این خونه دست منهو آستینم رو زدم بالا تا ببینمکل کلاس ...

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

برده عمارت جئون

مافیای من

پارت چهاردهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو باکوگو: ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_35چشام گرم خواب شد که به خوا...

part : 7+ آممممممم ‌.... منپشت کمرمو گرفت و کمکم کرد .. اما ...

بچه‌هااااااااا 😭🖤من بالاخره اومدمممم!😭🫶🏻ببخشید اگه یه مدت من...

صدای مهیب p19

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁹ویو تهیونگ که یهو صدایی از دور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط