+احمقا این خونه دست منه
+احمقا این خونه دست منه
و آستینم رو زدم بالا تا ببینم
کل کلاس :واییییییییییییی
لارا : وای امیلی چه بلایی سر دستت اومده؟
+چی ها این چیزی نیست
کاترین نزدیک شد و گفت : جای چاقوی
+نه بابا چیزی نیست زیادی شلوغش نکن
آستینم رو زدم پایین که دبیر فیزیک اومد تو
(علامت دبیر/)
/اینجا چه خبره؟؟
همه رفتیم و نشستیم روی صندلی هامون
/خب برای امتحان حاضرید؟
همه کلاس بجز من : بلهههههههههه
وای خدا یادم رفت فیزیک بخونم
یهو تهیونگ اومد تو کلاس
×امیلیییییی مدیر کارت داره
/اهم اهم
×اوخ ببخشید هواسم به شما نبود اومدم بگم امیلی باید بیاد پیش مدیر
/الان امیلی داره امتحان میده بعدش میاد
×خیای ببخشید ولی گفتن ااان باید بیاد
/باشه امیلی برو مادرت کارت داره
+چشم
پاشدم و با تهیونگ رفتم بیرون و به سمت دفتر مامان حرکت کردیم...
و آستینم رو زدم بالا تا ببینم
کل کلاس :واییییییییییییی
لارا : وای امیلی چه بلایی سر دستت اومده؟
+چی ها این چیزی نیست
کاترین نزدیک شد و گفت : جای چاقوی
+نه بابا چیزی نیست زیادی شلوغش نکن
آستینم رو زدم پایین که دبیر فیزیک اومد تو
(علامت دبیر/)
/اینجا چه خبره؟؟
همه رفتیم و نشستیم روی صندلی هامون
/خب برای امتحان حاضرید؟
همه کلاس بجز من : بلهههههههههه
وای خدا یادم رفت فیزیک بخونم
یهو تهیونگ اومد تو کلاس
×امیلیییییی مدیر کارت داره
/اهم اهم
×اوخ ببخشید هواسم به شما نبود اومدم بگم امیلی باید بیاد پیش مدیر
/الان امیلی داره امتحان میده بعدش میاد
×خیای ببخشید ولی گفتن ااان باید بیاد
/باشه امیلی برو مادرت کارت داره
+چشم
پاشدم و با تهیونگ رفتم بیرون و به سمت دفتر مامان حرکت کردیم...
- ۲.۸k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط