آقاجون همیشه میگف دوست داشتنو عاشق بودن کافی نیس!

آقاجون همیشه میگف دوست داشتنو عاشق بودن کافی نیس!
باید کسی که دوسش داری و عاشقشی رو بلد باشی.
باید بفهمی الان که ناراحت یا خوشحاله دلیلش چیه؟!
باید بدونی چیه که اذیتش میکنه؟!
چیه که میتونه بیشتر عاشقش کنه؟!
آقاجون میگف؛باید زن رو فهمید
حالا چه جوری؟
اگه غذاش نمک نداره
اگه غذاش ته گرفته
اگه وقتی که داره خیاطی میکنه سوزن تو دستش میره
اگه حتی وقتی که میبریش بازار و حوصله خرید نداره!
باید دلیل همه اینارو بدونی.
ولی وای به حالت اگه خودت دلیل حال بدش باشی!
هیچ وقت ندیدم آقاجون به مادرجون بگه دوستت دارم یا یه طوری ازش دل ببره یا ی وقتایی قربون صدقش بره؛اما هروقت مادرجون ناراحت بود،اقاجونم تو فکر بود!
حتی روزی که مادرجون مریض شد و مرد اقاجونم تب کرد و به شب نکشیده رفت پیشش....
اقاجون مادرجونو فقط دوس نداشت
اونو بلد بود با تک تک سلول هاش زندگی کنه!
حتی بلد بود براش بمیره.
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲۵ دکتر:خوشبختانه خوبه دختر قویه فقط باید روز به روز زخ...

خب بچه ها در باره این اتفاق من تحقیق کردم و بزارین براتون بگ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:6تهیونگ تار موی مشکی ای که روی پیشانی پ...

می دونین نگرانی اصلی من از بعضی نقد هایی که می نویسم , و خیی...

سناریو دازای

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

رمان

بعععععله کاملا درست می فرمایند !!!که قبلانم توضیح دادم , این...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

فصل دوم : جمله ای جبران ناپذیر زنگ ورزش که خورد، همه با سروص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط