‍
قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت ..."
این زیباترین دروغِ کودکی هایمان بود ...
قرار بود مثلاً دلخوریمان تا ابد کِش بیاید ،
... اما با یک ،"ببخشید" ،
سر و تهِ قضیه هم می آمد
و دوباره مشغولِ بازی می شدیم ...
انگار هم نه انگار ، که قهر کرده بودیم ...
بچگی ها ، در همین سادگی و بی شیلگی اش قشنگ بود ...
امان از این بزرگ شدن ...
امان از این قهر هایِ بی صدایِ طولانی !...
حالا قهرِ مان را جار نمی زنیم ،...
خیرِ سرمان مثلاً متمدن شده ایم ...
خیلی بی صدا می رویم ،...
اما برای همیشه ...
اما بدونِ بازگشت ‌‌...
دلمان هم خوش است که بزرگ شده ایم !!
دیدگاه ها (۳)

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

پروانه جان

سناریو دازای

{محکوم به لمس } part ۳۱ 杂交种هیوگا لبخند زد به یاد دارویی که ...

" قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت ..." این زیباترین دروغِ کودکی ها...

یهویی پارک هفت تیر......

" قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت ..."این زیباترین دروغِ کودکی های...

" قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت ..."این زیباترین دروغِ کودکی های...

" قهر، قهر تا روزِ قیامت... "این زیباترین دروغِ کودکی هایمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط