{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر من بزرگ نمی شدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، موهای مادرم س

اگر من بزرگ نمی شدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، موهای مادرم سفید نمیشد،

مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید، تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود

غروب جمعه برایم دلگیر نبود،

چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من..................
دیدگاه ها (۴۹)

حلالم کن اگر دوری اگر دورماگر با گریه میخندم حلالم کن که مجب...

قابل لمسم ؛ خیالـــی نیستم !مثل باران ، احتمالی نیستمرهـــسپ...

مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید، هیچکس به اوکار نمیداد...

به یاد بچه های دبستانیه...روستای درود..که بخاطر نبود بخاری گ...

پارت ۸: سایه‌یِ مرگماه داشت به پایان می‌رسید و هوایِ خانه از...

فیک : بین راندها

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

ازدواج اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط