# سناریو

# سناریو
# تی اکس تی
# درخواستی


وقتی برای اولین بار توی کافه میبیننت و اون روز هم بارون میومد.


سوبین : چقدر خوشگله 😀


یونجون : نیمه گمشدم و زیر بارون پیدا کردم 😃


بومگیو : ( شماره رو میده به صاحب کافه میگه وقتی میخواست بره بدش بهت 😂 ، اوخی 🥺🩷 )


تهیون : ( شماره میده بهت 😂 )


کای : یا خدای زیبایی ها 😃


عرررر چقدر رمانتیک شد 🥺💞
دیدگاه ها (۱۸)

part51. . پس شد سه تا هات چاکلت و دوتا میلک شیک «بله حتما ل...

intertwined fate of two enemies-part 18

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

بنا به خبرها‌ی منتشر شده، تی‌اکس‌تی در ماه نوامبر با یه آلبو...

# سناریو # تی اکس تی # درخواستی وقتی داری برف بازی میکنی و م...

# سناریو # تی اکس تی# درخواستی وقتی آسم داری و موقع دعوا حال...

# سناریو # تی اکس تی # درخواستی وقتی حواسشون نیست و روت میوف...

سناریو

# سناریو # تی اکس تی # درخواستی وقتی روی پاهات خوابیدن و موه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط