ای سر بی تن و خونین که به دامان منی/من تو را دختر و تو جا
ای سر بی تن و خونین که به دامان منی/من تو را دختر و تو جانی و جانان منی/به تمام اسرا فخر کنم کاین دل شب/در میان همه ای ماه تو مهمان منی/من نگویم که ز من بی خبری چون دیدم/سر نی دیده به من داری و گریان منی/نه ز سیلی و نه از آبله گریم با تو/که تو مجروح تر از پیکر بی جان منی/شرم دارم که کنم شکوه ز آشفتگی ام/که تو آشفته تر از موی پریشان منی/گر نشد پیش سرت بر سر پا برخیزم/عفو کن چون به بر پیکر بیجان منی/از نگاه تو هویداست مرا می بریم/به فدایت که به فکر دل نالان منی
- ۲.۸k
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط