{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P33

اینبار چشماش رو باز کرد و کمی نگاهم کرد بعدم لبخند غمگینی زد و من برای اینکه بحث رو عوض کنم گفتم : ویکتور ..... دستت
به کشوی میزش اشاره کرد و گفت : از اونجا الکلو بیار
به سمت میز رفتم و در کشو رو باز کردم بعدم الکل رو برداشتم و دوباره کنار ویکتور نشستم که اشاره کرد پارچه دستشو باز کنم ، اروم اروم پارچه رو در آوردم که یکم بیشتر نشست و با درد استینشو زد بالا .
ویکتور : بریز این رو
دستم کمی لرزید قراره خیلی دردش بیاد ....
اروم الکل رو روی زخمش ریختم که چشماشو محکم بست و از درد قرمز شد ، اما چیزی نگفت ، محکم تر از این حرفا بود .
با یه دستمال دیگه زخمش رو کامل تمیز کردم و بعدم زخمشو بستم بعدم برگشتم تا بتونه لباسشو عوض کنه ، فکر نمیکردم توی روزای اول شاهد همچین چیزایی باشم ، اینجا برام ترسناک بود ، ادماش ترسناک بودن ، حالا فهمیدم جین چرا حواسش به من هست .
ویکتور : تموم شد .... برگرد
برگشتم سمتش ، حالا یکم حالش بهتر بود و تکه داده بود به دیوار پشت سرش .
ا/ت : درد داری ؟؟
ویکتور : دیگه نه ..... حداقل خیلی کم
با سر تایید کردم و منم به دیوار پشت سرم تکه دادم ، اتاق باحالی بود دقیقا شبیه همون اتاقایی که رئیس های مافیا تو فیلم ها دارن ، پرده های تیره با یه شومینه پر از اتیش ، میز بزرگی که روبه روش کلی صندلی چیده شده بود ، قفسه های پر از کتاب و در نهایت جا سیگاری که روی میز بود ، درحال دید زدن اتاق بودم که دوباره با صداش برگشتم .
ویکتور : ا/ت
ا/ت : بله ؟؟
لبخندی زد و گفت : ممنون
منم با لبخند تایید کردم که دوباره گفت : حال داری باهم یه جایی بریم
دیدگاه ها (۳۷)

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

ریاکشن پارت ۲

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

پارت ۴

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

ادامه سناریو

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط